فروشگاه زیبایی تو طرحی که همه می‌توانند اجرا کنند

این مدل اجرایی یکی از دغدغه‌های اجتماعی و انسانی زنده‌یاد سیاوش کیانپور است که در سالهای نه چندان دور چندین بار تا مرحله اجرایی شدن پیش رفت اما به دلیل عدم حمایت سایرین هیچوقت رنگ موفقیت و شکوفایی نیافت. در یک گذار کوتاه به گذشته اغلب افرادی که در این صفحه حضور پیدا می‌کنند پیگیری‌ها و تلاش های مردی را به یاد دارند که از جنس آب بود و آینه و باز هم با نگاهی به فراسوی گذشته تصویری را مشاهده می‌کنیم از مردی که همواره در فکر خدمت به دیگران بود و در راه نزدیک کردن دلها به یکدیگر و ایجاد فراهم کردن بسترهای اقتصادی و اجتماعی برای خدمت به مردم از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد.

تلاش مجدانه برای ایجاد و به بهره‌برداری رساندن شرکت تعاونی زرین گچ جهت تامین مواد اولیه مورد نیاز کارخانه سیمان کارون و بهره‌مند شدن اهالی؛ تاسیس کانون بازنشستگان مسجدسلیمان؛ تاسیس تعاونی مسکن بازنشستگان؛ تاسیس تعاونی مصرف بازنشستگان و تامین اقلامی مصرفی خانوارها در ابعاد وسیع برای حمایت از معیشت این قشر، تاسیس انجمن فرهنگی طایفه راکی و فعالیت‌های انساندوستانه دیگر از جمله اقدامات خیرخواهانه این مرد شریف بود.

فعالیت‌هایی که در بررسی آن و مشاهده اقدامات و فعالیت های امروز می بینم دغدغه هایی که امروز از جانب افراد تحصیل کرده؛ نخبگان و سایر عزیزانی که خود به شاگردی آن مرد بزرگ مختخرند مطرح می‌شود؛ قریب به ربع قرن پیش از دغدغه ها و روزمرگی‌های معلمی دلسوز بنام سیاوش کیانپور بود.

مردی ساده و بی آلایش که در ۲۶ خرداد یک هزار و سیصد و نود و نه در حالی که سیمای تکیده‌اش از آب وضو تر بود به خدا پیوست تا شاعرانه‌ای ملکوتی اندیشه ما را با خود همراه کند و بدانیم که هر گاه بنده‌ای از جان و مال و آبرو و همه چیز خودش برای خلق خدا می‌دهد و می‌دهد و می‌دهد زنهار که بی وضو که شرط و مقدمه دیدار معبود است خالق خود را ملاقات کند.

آن مرد بزرگ در تابستانی آکنده از بی مهری روزگار آفتاب را به تشیع تابوت خود داشت و ارواح شهیدانی که در این خطه ی از زمین خدا گویی چفیه های خود را فرش حضورش می کردند ارواح پاک و مطهر شریف مردان و زنانی که در انگاره های صادق خیال گویی اهلی را از نا اهلان پس از گذر سالهای یک عمر به حق بازپس گرفته اند. آن روز روز اندوه ما بود و روز شادمانی فرشته‌ها یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

به روان پاک او و همه ی مردان نستوه و انسان‌هایی که راه وصال خدای را در خدمت به خلق خدا دیدند درود می‌فرستیم. به حکم جبر و به اقتضای زمانه آیینه ی منزه رویایمان را بوسه می زنیم و به روزمرگی ها تن میدهیم. با این باور و امید که همه ما روزی آمده ایم و عنقریب خواهیم رفت پس کمر همت به خدمت خلق می بندیم و امید گشایش از معبود داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *